تبلیغات
•*♥*•گرگ بی مهتاب•*♥*• - اسیر روزگـــــــار (اسیر قفس) ....

•*♥*•گرگ بی مهتاب•*♥*•

من فقـط مهتــــــــــــابــــــــــو دوست دارم و بس ...

«به نام خدا»

قفس یعنی غریبی ، بی کسی ، بی هم زبونی ....

یعنــــــــــــــــــی تحمل کردن نامهربونی....

داشتم به پرنده ها نگـــــــــاه میکردم ، یاد پرنده های اسیر افتادم....

خـــــــــــــــودمو جای پرنده های اســــــــــــیر گذاشتم ....

 دیدم روزگــــــــــــارم از پرنده های اســــــــــیر هم بدتره....

حجـــــــــــــم سنگین بغض ، یه دنیــــــــا آرزو تو قلبم....

از هموشون میگــــــــذرم فقط تو باشی کنـــــــارم ....

یه دنیـــــــــــــــــا درد دارم ولی کجاست طبیب دردام؟ ....

به خــــــــــــاطرت توی قفـــــــــس می مونم،دردا را هم تحمل میکنم ....

امـــــــــــــا میخــوام بدونم تو این گرگ بی مهتاب را که مانند پرنده اسیر هست . چقد دوستش داری؟....

قفس یعنی غریبی ، بی کسی ، بی هم زبونی ....

یعنــــــــــــــــــی تحمل کردن نامهربونی....

دوست ندارم تلخ بنویســــــــــم ولی روزگـــــار تلخ ،تلخی میاره ....

پــــــــسرک عاشق دختر بود ،فقیر روزگــار بودو دختر به پسرک اهمیت نمیداد ....

پســــــرک دوست داشتناشو زیر پل سنگین روزگــار می نوشت ....

تا اینکــــــــــــه پسرک عمرش،وفا نکرد و از روزگـــار رفت ....

یــــه روز دخترک، دلش گرفــــــت با خودش گفت او هم بی وفا بود و دروغ میگفت ....

روزگــــــــــــــار چرخید ، دخترک شاد بود و شادی میکرد ....

تا اینکه تقدیر دخترک را به زیر پل سنگی و سنگین روزگـــــــــــــار  رساند ....

دنیـــــــــــــــای از نقاشی خاکستری دید که پسر با ذغال سوخته نقاشی کرده بود ....

از دوست داشتنهایش تا زندگــــــــــــــــانیش را نوشته بود ....

ته جمله نوشته بود     فقیرا را چه به زندگی پادشاهی ....

دختـــــــــــــرک برو خوشبخت باشی ....

خوشختی تو آرزوی من است ....

دخترک از بی وفایی پسرک سخن میگفت ، پسرک آرزویش خوشبختی پسرک بود ....

الان افسوس خوردن دختــــــــــر مثل زهره برای پسر ....

وقتی کسی را از دست بدیم تازه قدرشو میدونیم ....

افسوس ....


گل تقدیم به مهتاب

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیرماه سال 1392 ساعت 13 و 12 دقیقه و 30 ثانیه توسط Admin - Iranin | کامنــــــــت |