تبلیغات
•*♥*•گرگ بی مهتاب•*♥*• - بی خودی دلم میگیره دلتنگ و اسیر خسته منم .....

•*♥*•گرگ بی مهتاب•*♥*•

من فقـط مهتــــــــــــابــــــــــو دوست دارم و بس ...

«به نام خدا»


بی خودی دلم میگیره        مثل همیشه  ....

دلتنگ و اسیر خسته منم .....

بی خودی دلم میگیره که از غم هم عبور کرده روزگار تلخم ....

راست میگن عشق یعنی چی؟ عشق  برای من یعنی چیزایی که من ندارم و خیلیا دارن ...

دلم خیلی برای تنها بودن تنگه خیلی دلم تنگه حتی واسه بدی ها ....

بازم اسیر بازیا شدم بازم دلم هوای گریه داره ....

دیگه از گذشته ها می ترسم نخواسته یادم میانو آتیشم میزنن ....

گذشته پر از خاطره های خوبه و خاطره ی خوب یعنی رنج و من دنیای رنج ....

سرنوشت یعنی درد یعنی خلوتو سوکت در اوج بی کسی ها ....

گریه های بی صدا در دله زجه ها و فریادهای بی صدا ....

خدایا من از غم عبور کردم    به تُهی رسیدم نمره ی برگه ی سفید را جزء صفر روا نیست....

اما برگه سفید یعنی انتهای معرفت برای رنج نکشیدن یار ....

یعنی به خاطرش رنج بکشی .یعنی تشنه باشیو بهت آب جوشیده بدن ...

اما با تمام وجودت به خاطر لحظه ها تحمل کنیو نوش نوش کنی زهر نداری ها را ....

گرگ باشیو ،، بررره زخمیت کنه و از روی دوست داشتن سکوت کنی ....

یعنی سوختن یعنی عبور از غم و غم یعنی با وفا ....

بی خودی بی خودی خیلی دلم میگیره از این همه رنج ....

این روزا رفیقا را خیلی ارزون می فروشن من هم ارزون بودم .....

انقد دلم پره نمی دونم چی بگم از کجای دلم بگم   کاش ......

نمیشه غمامو تو دو خط خلاصه کنم  با محبت غریبه شدم خیلی دلم تنگه خیلی ....

نوشته های بی انتها و بی پایان ........

فقط مهتاب


+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریورماه سال 1392 ساعت 00 و 58 دقیقه و 15 ثانیه توسط Admin - Iranin | کامنــــــــت |